خونه تکونی و خستگی و آرامش.

برق تمیزی و درد دست و مسافرت عید.

راستی باران ( نجیه!) و حامد اومده بودن خونمون. اتفاقی که خیلی دور به نظر می رسید اما خیلی نزدیک بود. و این بار چهارتایی تا نزدیک صبح بیدار بودیم. حرف و بازی و یاد هرکسی که به ذهن میرسید.

تعطیلات عید من از فردا شروع می شه :)

عید همگی مبارک

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٥
تگ ها :