اونقدر چیز هست که می خوام بنویسم که خدا می دونه.

از عروسی نجیه و اون آدما و شبی که تو مشهد پیش سیمین دخت بودم، از حال و هوای خودم، از دانشگاه جدید، از مدرسه هایی که میرم . . .

اما وقت ندارم. کامپیوتر هم ندارم

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :