دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده ي شب مي كشم
چراغ هاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني ست
 فروغ فرخزاد

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ۱۳۸٥
تگ ها :