تب

ديده ام گاهي در تب ماه مي آيد پايين
مي رسد دست به سقف ملكوت...

مي گفت تعجيل مكن و پيوسته بگو پروردگارا بر علم من بيفزاي.
و از جوانان كهف مي گفت كه به دعا گفتند پروردگارا بر ما زمينه رشد مهيا ساز.
و مي گفت ما آنها را از اين پهلو به آن پهلو مي گردانديم.

اي هفت گردون مست تو
ما مهره اي در دست تو

................................................................

براي اين كه زخمم چركي نشه بايد روش نمك بپاشم.
بايد آب نمك قرقره كنم.
چشم!

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳۸٢
تگ ها :