آخرین ساعات دو نفر بودن!

تا چند ساعت دیگه نی نی به دنیا می آد! اوضاع خوبه، خودم هم فکر نمی کردم وقتی روند به دنیا آوردن بچه شروع بشه بتونم بشینم و اینجا چیزی بنویسم.

تو این ساعت های آخر، قبل از هر چیزی سلامت و سعادت نی نی رو از خدا می خوام و اینکه  تحمل زایمان رو داشته باشم!

حس عجیبیه! یه موجودی ۹ ماه تو دل آدم وول می خوره و حالا که بعد از کلی نوسان، بهش عادت کردم و به همزیستی مسالمت آمیز رسیدیم، داره شکل رابطه عوض می شه و من از فردا می تونم ببینمش و بغلش کنم!!

از همه دوستان می خوام که منو دعا کنن.

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :