آشفته

 

ماکارونی تمر هندی از آن ما،

نخود، لوبیا، عدس، سبزی؛

این نه منم من، نه من منم من، ذره خاک وطنم من.

چه حالی میده هیچ مدالی نیارن!!

همه کارهای پایان نامه ام مونده

کمیته بحران،

کلفتی پرونده از آن ما،

مگه جاده ابریشم از ایران نمیگذره؟!

رشته، سیر داغ، پیاز داغ، نعنا داغ،

خون سیاوش، کمان آرش،

ساعی به نیمه نهایی رسیده!

هیچ کس مقصر نیست! هیچ کس مقصر نیست؟!!

دولت شرمنده از آن ما،

کشک، دیگ چی؟ همیشه فکر می کنم یه چیزی یادم رفته!

مدال نقره اش حتمی شد!!

مرغ کیلویی 4000 تومان شده!

من پریروز گرفتم 3000 تومان!!!!!

کمتر از یه ماه دیگه دفاعمه! خیلی وقت کم میارم.

همه مقصرن. همه!

انتقاد سازنده از آن ما،

عجب چیز شفته ای شد!! آش _شفته، آشفته؟!

مگه می شه وقتی پرچم رو می بوسه اشک نریخت؟!

ملی پوش بازنده از آن ما،

برخیز و پرچم را ببر بر سردر خانه بکوب.

شاید لغت آشفته از همین جا اومده؟!

به قول مظفرالدین شاه فقید، همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

غذایمان به ذهنمان، به مملکتمان، . . .

شاید یه آینده از آن ما!

گر نبودی امید، وای دلم.

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :