شعر

هر چي تو ذهنم گشتم نتونستم يه شعر پيدا كنم كه به اندازه يه روز بهم انزژي بده ! يه شعري كه بهم بگه صبر چيز خوبيه! حافظ رو برداشتم، پر بود از غم و هجر يار و ...
من يه شعر شخصي مي خوام! يه شعري كه هيچ كس ديگه توش نباشه. يه شعري كه تمام امروز با خودم زمزمه كنم. كه سرپا بمونم.
چرا از اين شعرا تو ادبيات ما كم هست؟ يا وقتي بهشون احتياج داري پيدا نمي كني؟
از تابستون متنفرم، از اين روزهاي طولاني!

  
نویسنده : هنگامه ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :